کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

این را گفت و بعد از آن به ایشان فرمود: دوستِ ما ایلعازر در خواب است، اما می‌روم تا او را بیدار کنم.
شاگردان او را گفتند: ای آقا، اگر خوابیده است، شفا خواهد یافت.
امّا عیسی درباره‌ی مرگِ او سخن گفت، و ایشان گمان بردند که از آرامشِ خواب می‌گوید. آن‌گاه عیسی به‌طورِ واضح به ایشان گفت که ایلعازر مرده است.

(یوحنا ۱۴-۱۱:۱۱)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

نه گاو نرت باز می‌شناسد نه انجیربن [یادداشت شخصی]

جمعه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ب.ظ


حس می‌کنم شاید بدحالیِ این روزهایم حاصل میل من به مختصر کردن و قاب گرفتن باشد.

از شب تنها ستاره‌ها را دیدن و تنها ستاره‌ها را خواستن. امّا ندیدنِ سیاهیِ شب خسته‌ات می‌کند. سخت‌ات می‌کند. تو تنها ستاره‌ می‌خواهی امّا آسوده نمی‌شوی. شب و ستاره به هم تنه می‌زنند. یک چشم‌ات را بسته‌ای برای ندیدن شب، یک چشم دیگرت برای ستاره باز است. آن چشم بسته بی‌قرار است. می‌خواهد ستاره‌ها را ببیند. و آن چشم باز هم بی‌قرار است، زیرا به ناچار شب را هم می‌بیند. تو هم بی‌قرار می‌شوی چون چشمان‌ات بی‌قرارند.

سنگی سقوط کرد. داشت می‌افتاد روی یکی. داشت له‌ش می‌کرد. او دست‌اش را روی سرش گرفته بود. پاهایش را در بغلش جمع کرده بود. تمام ماهیچه‌هایش را منقبض کرده بود. سخت شده بود. راهی نداشت. تن‌اش را سفت گرفته بود که له نشود. در آخر سنگ به او نخورد امّا او خودش سنگ شد.


ادامه: رها کن. آرام بگیر. زندگی مهم است. خودت را از بار متن‌ها و فکرها و آرزوهای مرده و سخت رها کن.

زان که عشق مردگان پاینده نیست

زان‌ که مرده سوی ما آینده نیست

۹۶/۰۲/۲۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی