کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
عرفان پاپری دیانت
متولد ۱۳۷۷
دانشجوی زبان و ادبیات فارسی


کارهای من :

شوریدگی (فیلمنامه‌ی بلند،۱۳۹۵)
روایتی از یک مرگ (مجموعه داستان۹۴و۹۵)
خوابِ ممتد (مجموعه فیلمنامه،۹۴و۹۵)
دوباره نامیدنِ اشیاء (دفترِ شعر، ۱۳۹۴)
کهف (داستانِ بلند،۱۳۹۵)
سروِ خشک (دفترِ شعر، ۱۳۹۵)
عمیدالدین (داستانِ بلند،۱۳۹۵)
دفترِ شعرهای منثور (اسکار وایلد، با محمدحسین توفیق زاده، ۱۳۹۵)
سرودِ پیرِ دریا (کالریج، با بیژن خزائلی،۱۳۹۶)
گرهِ سنگ (شعرِ بلند،۱۳۹۶)
در سراشیبِ عقربه (دفترِ شعرهای منثور، ۱۳۹۶-۱۳۹۴)
نامِ کسی را نمی پرسم تا ندانم (دفتر شعر، ۱۳۹۶)
واکاویِ عنصرِ اغراق در فیلمِ Eyes wide shut (مقاله،۱۳۹۶)
هندسه‌‌ی هلاک (جُستار، ۱۳۹۶)

سرتابه‌پا زبان- واکاویِ مفهومِ شعر در دیوانِ مسعودِ سعد (مقاله، ۱۳۹۷)
چند روایت از زندگانیِ یوحنّای رسول (جکبوس دا وراجین٬ ترجمه)

در دستِ کار:

_ تذکره‌ی زرین (ترجمه)
_ خواب‌نامه (تصحیح)
_ معمای لویتون (رمان)
_ چند پرده از زندگانیِ امیر نورالدینِ شهید (داستانِ بلند)