کهف

برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

برای دوباره نامیدن اشیاء

این را گفت و بعد از آن به ایشان فرمود: دوستِ ما ایلعازر در خواب است، اما می‌روم تا او را بیدار کنم.
شاگردان او را گفتند: ای آقا، اگر خوابیده است، شفا خواهد یافت.
امّا عیسی درباره‌ی مرگِ او سخن گفت، و ایشان گمان بردند که از آرامشِ خواب می‌گوید. آن‌گاه عیسی به‌طورِ واضح به ایشان گفت که ایلعازر مرده است.

(یوحنا ۱۴-۱۱:۱۱)

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۹۹/۰۷/۲۳
    .
  • ۹۹/۰۶/۰۴
    -
  • ۹۹/۰۴/۲۳
    .

۳ مطلب در دی ۱۳۹۸ ثبت شده است

یک عده دارند مرا تهدید می‌کنند. تهدیدهای سفت و سخت. من خوب نمی‌شناسمشان. فقط یک چیزهایی توانسته‌ام ازشان بفهمم. از دور به نظر لباس‌های سیاه کرده‌اند تنشان و از نزدیک قرمز، و شاید هم برعکس. نمی‌توانم از خودم محافظت کنم. و نمی‌توانم هم به کسی چیزی بگویم و از کسی کمک بخواهم. زیرا چیزی که آن‌ها می‌خواهند دقیقاً همین است که دیگران را از وجودشان مطلع کنم. بسیار اذیتم می‌کنند و تهدیدم می‌کنند که هر وقت مشغول کار باشم به سراغم می‌آیند و تهدید می‌کنند که زشتم می‌کنند، آن‌قدر که دوستان نزدیک و خانواده‌ام از من بدشان بیاید.

من بی‌کس افتاده‌ام و نمی‌‌دانم که چه‌طوری باید خودم را زنده نگه‌دارم.

تعدادشان سه یا چهار نفر است.

۱ نظر ۱۲ دی ۹۸ ، ۰۱:۳۹
عرفان پاپری دیانت

من فکر می‌کردم که قرار است طور دیگری باشد. وگرنه اگر بنا بر خرابی‌ست، من که خوب بلدم.

Ye tari mo çul aimom o ye tari pešk mixarom mo ke bio sei ko.

۰ نظر ۱۲ دی ۹۸ ، ۰۱:۰۴
عرفان پاپری دیانت

به این فکر می‌کردم که آدم زنده باشد و بدنش شروع کند به تجزیه شدن. نمی‌دانم بعد از مرگ چه اتفاقی برای بدن می‌افتد. می‌گندد و کرم می‌زند و چه و چه. فکر می‌کردم که آدم زنده باشد و عین‌ به عین یک همچین چیزی را ببیند. هر روز و هر ساعت، شاهدِ روندِ تلاشی تنش باشد. هر روز زشت‌تر شود. و ببیند که زشت‌تر می‌شود.

چیزِ غریبی نیست البته. در قصه‌ها آمده که با ایّوب یک چنین معامله‌ای شد. و تازه ایّوب کارِ خطایی هم نکرده بود.

اگر شما این نوشته را می‌خوانید، برای من دعا کنید که بلاها از سرم بگذرند و آدم بهتری بشوم.

۱ نظر ۰۸ دی ۹۸ ، ۰۷:۰۴
عرفان پاپری دیانت