کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

غول تهران نیست [قطعه]

يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۶ ق.ظ

مشغولِ برزخی

که آینه یک وجب از صورت‌ات را می‌دزدد

-این قانونِ تماشاست-

و با صورتِ کوتاه‌ات از جزام

                                          خانه

بیرون که می‌آیی

در پاهای بلندت رقصِ مختصری هست

-من از پنجره می‌بینم‌- 

عصر است و

ایثار مکعبِ سرخی‌ست -شش وجهِ صورت‌ات-

که سوی تو می‌غلتد. 


۳۱ تیر

منیریه

۹۷/۰۴/۳۱
عرفان پاپری دیانت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی