کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۱۹ اسفند ۹۷، ۰۵:۴۵ - لوستر دیواری
    عاااالی

سه شعر از بهمن ماه

سه شنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۳۲ ب.ظ

1

در عمق کاغذ

آیینه ای هست

که در آن نگاه می کنم

و صورتم را می نویسم

 

2

به جستجوی گلی خواهم رفت

که نام ندارد

آن را خواهم چید

و برای تو خواهم آورد

شاید که تو

نام آن گل بوده باشی

 

3

در تاریکی

شمعی می افروزم

تا تو را ببینم

آن گاه چشم هایم را می بندم

و صبر می کنم

تا شمع، تمام شود

وقتی که چشم هایم را باز کنم

اتاق

روشن خواهد بود

 

۹۴/۱۱/۲۷
عرفان پاپری دیانت

او

شعر بلند

شعر کوتاه

گل

نظرات  (۲)

۳۰ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۱۱ محمدجواد گلشن
سومی خیلی خوبه.
پاسخ:
ممنون.
Thanks Angela. We went to the Zoo for our 1st official o2#0;s8lo&28221; day together. It was really fun to see my little guys smile even thought his bigger brother and sister weren’t with him. Good luck on your daughters preschool outfit next week
پاسخ:
خوش بگذره :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی