کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۱۹ اسفند ۹۷، ۰۵:۴۵ - لوستر دیواری
    عاااالی

عقده‌ی مسیح [یادداشت]

شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۷، ۰۲:۱۸ ق.ظ

این که مسیح می‌گوید: «من دردِ شما را به دوش می‌کشم.» چه معنی‌ای دارد؟


درد: به زبان‌آمدنِ گره، و لب‌گشودنِ عقده.


پس مسیح می‌گوید: «من گرهِ شما را به زبان درمی‌آورم و عقده‌ی شما را لب باز می‌کنم. یعنی درونی‌ترین حفره‌های شما را از آنِ خودم می‌کنم. و آن وقت که همگیِ شما از آنِ من شدید، من نه شما را و دردِ شما را، بل‌که دردِ خودم را و خودم را (که حالا تمامِ شماست) به دوش می‌کشم.»


حس می‌کنم که این نوشته را هرچه زودتر باید تمام کرد. صورتِ این گزاره نیز مثلِ همه‌ی گزاره‌های دینی اشتباه است و اگر نگویم اشتباه، طنزآمیز است. در نتیجه هرچه بیشتر در این گزاره بپیچم، او نیز بیشتر مرا به سخره می‌گیرد.

۹۷/۱۲/۱۱

نظرات  (۴)

مثل همه ی صورت های دینی اشتباه است.


میشه از دین اسلام هم مثال بزنید.
پاسخ:
هوالاول و الاخر و الظاهر والباطن و هو بکل شئ علیم.

اوففف گزاره ای به این زیبایی و مستحکمی رو اشتباه می دونید؟

منتظر براهین متقنتون هستم( که قطعا ندارید چون برای اثبات این گزاره براهین ذکر شدن و خب اجتماع نقیضین محاله)
پاسخ:
منظورِ من از اشتباه، تعریفِ قاموس‌ش نیست.
اشتباه (یا طنزآمیز) دقیقاً به این خاطر که به قول شما زیبا و مستحکمه.
_
برهان؟ کسی که در برابر کلامِ خداوند (چه در اثبات‌اش چه در نفی‌اش) برهان اقامه کنه اول از هرچیز به جهلِ خودش اقرار کرده.
_
شاید مثالی که زدم روشن نبود. یک مثالِ دیگه: کهیعص
بحث من صدق و کذب قضایاست و منظورم از اشتباه کاذب بودن یک قضیه است .
با این زاویه دید هرچیزی قابل بررسی است حتی لازمه .


راستی شما داستان می نویسی؟ اگه نظرتون رو راجع به داستان هام بدونم خوشحال میشم.
پاسخ:
صدق و کذب مربوط به گزاره‌های زمینی و زبانی‌ن، درباره‌ی گزاره‌های ملکوتی و ادبی٬ صدق و کذبی نیست. به این خاطر که ما برای سنجشِ درستی یا غلطی‌شون منبعی نداریم. چون خودشون منبعن و چیزی فراتر از اون ها نداریم که بهش رجوع کنیم.
وقتی کسی می‌گه: هوا سرده. (و قبلاً قرارداد کرده‌یم که به دمای منفیِ فلان‌درجه می‌گیم سرد) می‌تونیم چک کنیم ببینیم هوا سرده یا نه. به این خاطر که گزاره‌ی «هوا سرده» یه گزاره‌ی زبانیه و ارجاع‌اش به عالمِ واقعیته. پس برای سنجشِ صدق و کذب‌اش می‌شه به واقعیت رجوع کرد.
اما وقتی یه کسی می‌گه: انا لله و انا الیه راجعون. یا می‌گه الر. یا می‌گه دوش دیدم که ملایک درِ میخانه زدند؛ چه‌طور می‌شه گفت که جمله‌هاش صادقن یا کاذب؟

گزاره‌های دینی منطقی نیستن. و اگر ما هم سعی کنیم به زور و زحمت منطقی جلوه‌شون بدیم خودمون رُ فریب داده‌‌یم. اگر این گزاره‌ها منطقی بودن، برای تبلیغ‌شون نیازی به معجزه نبود.
_

گه‌گاه.
بسیار خوب. می‌خونم توی وبلاگ‌تون ان‌شاءالله سرِ وقت و چیزِ گفتنی‌ای اگر داشتم حتما می‌گم. 
گزاره های ادبی و دینی از دو سنخند حتی گزاره های دینی هم یکسان نیستند بعضی ها از سنخ باید و نبایدند برخی از سنخ هست و نیست .
برای همین گفتم «قضیه» چون قضیه در منطق بار معنایی داره . و در تقسیمی به حملیه و شرطیه منقسم میشه . و برخی گزاره های ادبی رو شریطه در قاموس حملیه میدونند. 
و در قضیه ی شرطیه صدق و کذب نداریم( پس وقتی گفتم صدق و کذب قضایا نظر رو بردم روی حملیه ها) بلکه در قضایا شرطیه و همچنین انشائات مفید و عبث داریم( قضایای ادبی با توجه به قصد منشی یا مفیدن یا عبث ؛ البته در اینکه ملاک افاده منشی است یا منشا باز اختلافه)

حالا از این ها بگذریم برسیم به مواردی از قبیل هو به کل شی علیم. این یک حملیه ی موجبه ی مسوره کلیه است که در فلسفه بعد از اثبات منابع شناخت و سپس مفهوم وجود و بعد مصداق اصلی وجود و صفاتش این صفت در الهیات بالمعنی الاخص با قیاس برهانی ثابت میشه.

اگر گزاره های دینی به هیچ عنوان قابل اثبات نباشند دین بازی بیخود ذهنه .

اگر واقعا براتون این موارد سوال اساسیه بهتون پیشنهاد میکنم بعد از تسلط بر منطق و کسب ملکش وارد فلسفه بشید تا ببینید ما میتونیم چنین چیزهایی رو اثبات کنیم یا نه .
اگر هم کتاب خواستید بهتون معرفی می کنم.
پاسخ:
با عرض شرمندگی. از کامنتِ شما چیزی نفهمیدم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی