کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

این را گفت و بعد از آن به ایشان فرمود: دوستِ ما ایلعازر در خواب است، اما می‌روم تا او را بیدار کنم.
شاگردان او را گفتند: ای آقا، اگر خوابیده است، شفا خواهد یافت.
امّا عیسی درباره‌ی مرگِ او سخن گفت، و ایشان گمان بردند که از آرامشِ خواب می‌گوید. آن‌گاه عیسی به‌طورِ واضح به ایشان گفت که ایلعازر مرده است.

(یوحنا ۱۴-۱۱:۱۱)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

درباره شعر کلاسیک فارسی [یادداشت]

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۱۷ ب.ظ

 

احوال خوش آن بود که با دوست به سر شد

باقی همه بی حاصلی و بی خبری  بود       

"سعدی"

 

دوران خوشی بوده اما سپری شده است. اما چرا در شعر هیچ اثری از این دوران خوش که بر شاعر گذشته نمی بینیم. در میان دیوان های شعر کلاسیک، بسیار نادر است که شاعر شاد باشد و از خوشی وصال بگوید. مسلما وصالِ معشوق _حال چه این معشوق ذهنی باشد چه عینی چه ترکیبی از هردو_ روی می داده اما شاعر همیشه از فراق می گوید. چرا؟

فکر می کنم به این علت است که شاعر، لحظه ی خوشی را برای خود می خواهد و حاضر نیست لحظه ی شادش را با شعر تقسیم کند. آن را کاملا برای خود می خواهد.  اما فراق را می نویسد تا بارش سبک تر شود اگرچه کم. لحظه ی درد را به شعر می دهد تا از دردش کاسته شود.

 

۹۴/۱۲/۱۴
عرفان پاپری دیانت

ادبیات

عشق

نظرات  (۲)

۱۷ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۵۱ محمدجواد گلشن
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است/سلطان جهانم به چنین روز غلام است
پاسخ:
آره. چنین ابیاتی هست. به خصوص در دور خراسانی بیشتر. تو این یادداشت فضای کلی شعر مد نظرم بود
۲۳ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۳۳ شایان تدین
ابتدای مساله، مساله ی ابتدایی درک دوران خوشه. از منظر من، تو، و هر کدوم از این شاعرای کلاسیک که مدنظرته.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی