کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

*إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿۱۰﴾
*فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَدًا ﴿۱۱﴾
*وَتَحْسَبُهُمْ أَیْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَکَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿۱۸﴾
_____
*آن‌گاه جوانان به سوىِ غار پناه جستند و گفتند: ای پروردگارِ ما از جانبِ خود به ما رحمتى بخش و کارِ مان را براى ما به سامان رسان (۱۰)
*پس در آن غار سالیانى چند بر گوش‌هایِ‌شان پرده زدیم. (۱۱)
*و مى‌‏پندارى که ایشان بیداراند درحالى که خفته‌اند و آن‌ها را به پهلوىِ راست و چپ مى‌گردانیم و سگِ‌شان بر آستانه‌ی غار، دو دستِ ‏خود را دراز کرده‌بود. اگر بر حالِ آنان آگاه می‌شدی؛ گریزان روى از آنها برمى‌تافتى و دیدنِ‌شان غرقِ هراس‌ات می‌کرد.(۱۸)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

مستِ مدام باشید [شعر ترجمه]

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۴۰ ب.ظ

سروده‌یِ شارل‌بودلر

گردانده‌یِ عرفانِ پاپری‌دیانت

_____

مستِ مدام باشید. این است و جز این نیست: آن سؤالِ یگانه.

تا وزنِ هولناکِ زمان نشکند کمرهاتان را، مستِ مدام باشید. 


و مستِ چه اما؟ مستِ شراب و شعر و پرهیز و مستِ هرچه. مست باشید فقط اما.


و یک‌بار بر راه‌پله‌یِ کاخی، بر علف‌هایِ سبزِ علفزاری و در بی‌کسیِ غم‌بارِ اتاقِ‌تان، از خواب اگر پریدید و مستی پریده‌بود؛ از موج و از ستاره و ساعت، از باد و از پرنده بپرسید. از هرچه می‌گریزد و می‌نالد. از هرچه می‌گردد و می‌خواند، از هرکه سخن‌گوست بپرسید که: هین وقتِ چی‌ست این؟

و باد و موج و ستاره، و پرنده و ساعت جواب می‌گویند:

که باز وقتِ مستی‌ست این.


تا بردگانِ شهیدِ زمان نباشید، مست باشید، مستِ مدام.

مستِ شراب و شعر و پرهیز و

مستِ هرچه.

_____

[Enivrez-vous]


Il faut être toujours ivre. Tout est là: c’est l’unique question.

Pour ne pas sentir l’horrible fardeau du Temps qui brise vos épaules et vous penche vers la terre, il faut vous enivrer sans trêve.


Mais de quoi? De vin, de poésie, ou de vertu, à votre guise. Mais enivrez-vous.


Et si quelquefois, sur les marches d’un palais, sur l’herbe verte d’un fossé, dans la solitude morne de votre chambre, vous vous réveillez, l’ivresse déjà diminuée ou disparue,


demandez au vent, à la vague, à l’étoile, à l’oiseau, à l’horloge, à tout ce qui fuit, à tout ce qui gémit, à tout ce qui roule, à tout ce qui chante, à tout ce qui parle, demandez quelle heure il est;


et le vent, la vague, l’étoile, l’oiseau, l’horloge, vous répondront: “Il est l’heure de s’enivrer!


Pour n’être pas les esclaves martyrisés du Temps, enivrez-vous; enivrez-vous sans cesse! De vin, de poésie ou de vertu, à votre guise.

۹۷/۰۱/۰۹
عرفان پاپری دیانت

بودلر

ترجمه

شعر

شعر ترجمه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی