کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

درباره‌یِ شعری که از عبید خواندم [یادداشت]

دوشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۷:۱۴ ق.ظ
با زبان چه کاری می‌شود کرد مقدس‌تر از خشونت کردن؟
زبان=ذهن=جهان=خدا
رویِ زبان و ذهن و جهان و خدا غبار می‌نشیند. و فقط با خشونت آشکار، با صراحت در زیبایی کردن می‌شود این غبار را پس زد. خداوند می‌‌گوید: کنتُ کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف.
در زبانِ فارسی واژه‌ی خطر دو معنی دارد: یکی معنیِ امروزی‌اش که معادلِ dangerous انگلیسی‌ست و یکی هم به معنی بزرگ و ارزشمند. پس خطرناک هم یعنی ویران‌گر و هم یعنی ارزشمند. و عبید زاکانی به جد خطرناک است. چون ویران‌گر است. تمامِ غبار‌هایِ ذهن و زبانِ‌ ما را با طوفانِ شعر و نثرش می‌روبد و زبانِ‌مان را لختِ مادرزاد می‌کند. همه تجربه کرده‌ایم که در برهنگی چه خنکایی هست. پس عبید هم خطرناک است و هم خطرناک.
زیبایی مثلِ نور صریحِ خورشید چشم‌ِ‌مان را می‌زند. 

و این دو بیتِ ناصرخسرو هم به یادم آمد و این‌جا می‌نویسم‌اش:

ای به‌سویِ خویش کرده صورتِ من زشت
من نه چنان‌ام که می‌برند گمان‌ام
آینه‌ام من، اگر تو زشتی زشت‌ام
ور تو نکویی، نکوست صورت و سان‌ام

۹۶/۱۱/۰۲
عرفان پاپری دیانت

نظرات  (۱)

کجای تاریخ مشکلی با خشونت کردن حل شده؟
قدرتمند تر از خشونت هم وجود داره. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی