کهف

کردم به صد تأمل بنیاد عجز محکم

کهف

کردم به صد تأمل بنیاد عجز محکم

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۰۴/۰۵/۳۱
    .
  • ۰۴/۰۵/۲۶
    .
  • ۰۴/۰۵/۲۱
    .
  • ۰۴/۰۵/۰۲
    .
  • ۰۴/۰۵/۰۲
    .
  • ۰۴/۰۴/۲۱
    .
  • ۰۴/۰۴/۱۱
    .

آخرین نظرات

  • ۲۲ مرداد ۰۴، ۱۵:۵۵ - عرفان
    144 ۵و۷

نقطه [ترجمه]

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۴۹ ق.ظ


سروده‌یِ گونر اکلوف


به چهره‌ها و سرنوشته‌ها

-که عبور می‌شوند از هم-

چشمی که باز می‌کنم

سؤال می‌شود:

                        نقطه کجاست؟


این چهره‌ها اگرچه به هم می‌مانند، نمی‌مانند

و این سرنوشته‌ها به هم اگرچه شبیه‌اند، نیستند.


وصل و جدا نمی‌شوند به و از هم

در راهِ «خود»اند

نه به هم عاشق می‌شوند و نه بیزار از هم

یک‌جا نشسته‌اند؛ گرمِ سکون

و هر کدام

هم هست و هم 

به گمان‌اش که مرکزِ دنیاست.

_

یکشنبه‌یِ اردیبهشت است و

آدمیانِ بی‌شماره جمع‌اند

همگی می‌روند و یقین دارند که به جایی

و می‌پندارند همان چیزی اند که معنیِ «چیزی» از آن‌هاست. 


آن‌که خود را «من» نامیده

نگاه می‌کند به این جماعتِ آدمیان و

سمتِ خود را گم می‌‌کند.

_

نقطه کجاست؟

در این سیلابِ ممکنات که جاری‌ست

نقطه‌یِ نهایت کو؟

که این‌جا هرچیزی به قدرِ دیگری ممکن است. 

___

برایِ آن‌ها که می‌گویند: «من»، «من» نقطه‌ست

نقطه‌ای چنان ثابت که رأسِ کوه

برایِ من اما «من»

وارونه‌یِ هرچیزِ روشنی‌ست.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی