کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

[یادداشتِ شخصی]

شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۳ ب.ظ

پارسال همین وقت‌ها بود. سن‌پترزبورگ، توی سالنِ تئاترِ ملی، ساعتِ هشتِ شب‌. که بلا کشف‌ام شد که یک لحظه صورتِ تمامِ خودش را نشان‌ام داد و من ته‌ریشه‌های بلا را دیدم و چه جهنمی پا شد. دقیق یادم هست. 

و حالا دوباره بلا را می‌بینیم. تابستان همیشه وقتِ بلا بوده در این چهار سال. 

آن وقت بلا چله‌ی ناتمام بود و حالا چله‌ی تمام. آن وقت عقوبت بود و حالا عطاست.


دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

جان نیز هم

جان نیز هم

۹۷/۰۴/۳۰
عرفان پاپری دیانت

ایمان

بلا

زندگی

مرگ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی