کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

وسوسه [نوشته]

يكشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۴ ق.ظ

شاعر بود. می شناختمش.

از او پرسیدم: چرا دیگر شعرهایت را نمی نویسی؟

او گفت: غروب یک روز، روحم را به تمامی فروختم.

نظرات  (۱)

هر وقت که نمی دونم چمه نوشته هاتو میخونم..یه روز کامل،یه هفته مدام پشت سر هم روزی چندبار و حتی یک ماه متوالی،و درست زمانی که دیگه نمی خونمشون جلوی چشمام اثبات میشن...اگه آینده رو میبینی کاش راه حل بعضی ازمشکلات رو لابه لای نوشته هات بگی...
دارم به چیزی مثل ماشین زمان فکر میکنم...
پاسخ:
چه خوب که کسی میخونه.
من جلوی پای خودمم نمی بینم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی