کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

اگر کار بر مرادِ من بودی و قلم بر مرادِ خود بر کاغذ نهادمی، جز تعزیت‌نامه‌ها ننوشتمی.اما تو صاحب مصیبت نیستی.
و مرا از آن غیرت آید که هرکسی در احوالِ مصیبت‌زدگان نگاه کند از راهِ تماشا.
مصیبت‌زده‌ای بایستی تا اندوهِ خود با او بگفتمی. تو را هنوز بوی شیر از دهان می‌آید. با تو چه توان گفت؟

(عین‌القضات)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۱۹ اسفند ۹۷، ۰۵:۴۵ - لوستر دیواری
    عاااالی

درباره زبان [اندیشه]

چهارشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۱۲ ب.ظ

این روزها متوجه واقعیت تلخی شده ام. این که زبان، وسیع است. قدرتمند است و امکان گفتن همه چیز را به آدم می دهد. کلمه ها بی شمارند. همه چیز را می شود گفت. در نتیجه هر چیزی امکان پذیر است. هیچ چیز بعید نیست. همه ی حقایق و رویدادهای تلخی که ذهن ما از آن ها گریزان است، به زبان می آیند. به راحتی و بی هیچ شرمی گفته می شوند. در نتیجه محتملند. هیچ چیز بعید نیست.  و این مرا می ترساند.

۹۴/۱۱/۲۱
عرفان پاپری دیانت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی