کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

*إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿۱۰﴾
*فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَدًا ﴿۱۱﴾
*وَتَحْسَبُهُمْ أَیْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَکَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿۱۸﴾
_____
*آن‌گاه جوانان به سوىِ غار پناه جستند و گفتند: ای پروردگارِ ما از جانبِ خود به ما رحمتى بخش و کارِ مان را براى ما به سامان رسان (۱۰)
*پس در آن غار سالیانى چند بر گوش‌هایِ‌شان پرده زدیم. (۱۱)
*و مى‌‏پندارى که ایشان بیداراند درحالى که خفته‌اند و آن‌ها را به پهلوىِ راست و چپ مى‌گردانیم و سگِ‌شان بر آستانه‌ی غار، دو دستِ ‏خود را دراز کرده‌بود. اگر بر حالِ آنان آگاه می‌شدی؛ گریزان روى از آنها برمى‌تافتى و دیدنِ‌شان غرقِ هراس‌ات می‌کرد.(۱۸)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

خلوتِ‌گاه [یادداشت]

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۲۷ ب.ظ

برایِ س که سر به هواست



هر کلمه دو نفر است. در زندانِ زبان یکی از آن دو نفر عمودی‌ست. از سلول‌اش بیرون نمی‌آید (و نمی‌تواند بیاید) و عمق و ارتفاع می‌گیرد و اگرچه مدام به دیوارهای سلول‌اش نگاه می‌کند اما اسیر سلول نه، اسیرِ فکرِ فرار است.

آن دیگری افقی‌ست. افق است. شکلِ قطعه‌یِ دشتِ گریان است. و همیشه در حیاطِ زندان راه می‌رود. فکر فرار برایش همان‌قدر بی‌هوده است که فکر زندانی بودن.

دومی هواست. اولی نبودنِ هواست و چیزِ دیگری نیست. دومی سر به هواست. 

این دو نفر گاهی چشم در چشم می‌شوند و حرفی میانِ شان موج می‌شود.

شتابِ موج و سکونی که در اولی هست.

۹۶/۰۸/۰۱
عرفان پاپری دیانت

یادداشت

یادداشت شخصی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی