کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

کهف

تلاش اندوهباری برای دوباره نامیدن اشیاء

*إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿۱۰﴾
*فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَدًا ﴿۱۱﴾
*وَتَحْسَبُهُمْ أَیْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَکَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿۱۸﴾
_____
*آن‌گاه جوانان به سوىِ غار پناه جستند و گفتند: ای پروردگارِ ما از جانبِ خود به ما رحمتى بخش و کارِ مان را براى ما به سامان رسان (۱۰)
*پس در آن غار سالیانى چند بر گوش‌هایِ‌شان پرده زدیم. (۱۱)
*و مى‌‏پندارى که ایشان بیداراند درحالى که خفته‌اند و آن‌ها را به پهلوىِ راست و چپ مى‌گردانیم و سگِ‌شان بر آستانه‌ی غار، دو دستِ ‏خود را دراز کرده‌بود. اگر بر حالِ آنان آگاه می‌شدی؛ گریزان روى از آنها برمى‌تافتى و دیدنِ‌شان غرقِ هراس‌ات می‌کرد.(۱۸)

طبقه بندی موضوعی

آخرین نظرات

  • ۱۵ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۵۵ - عرفان پاپری دیانت
    در نیومد.

[یادداشت شخصی]

سه شنبه, ۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۵۴ ب.ظ

مثل این که عاشق ابراهیم باشی. یا ابراهیم عاشقت باشد.

زیباست. شریف است. پاک است.

اما نمی توانی مطمئن باشی که یک آن قربانی ات نکند.

.

خدایا، من را برای تو قربانی می کند. بره ای بفرست.

.

ابراهیم، متزلزل نیست. و برای خود قربانی نمی کند. این را باید بدانی. این را باید بدانم.

۹۵/۰۴/۰۱
عرفان پاپری دیانت

عشق

مرگ

یادداشت شخصی

نظرات  (۱۴)

لایک
پاسخ:
لایک یعنی چی؟
شریف باشید.
پاسخ:
آره. جا داره شریف بود
ولی خوب... این توصیه ایه که باید به افراد بی شرف کرد. حس میکنم آدم شریفم که باشه باز خیلی چیزای دیگه هم باید باشه.
کل الناس هالکون الا...
۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۱:۴۲ محمدحسین توفیق‌زاده
نع. ابراهیم برای خود قربانی می کند.
پاسخ:
ببین. حس میکنم احتمالا همینی باشه که میگی. واقع بینانه ش همینه.
ولی
اون که برای خدا قربانی میکنه کو؟
۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۱:۴۷ محمدحسین توفیق‌زاده
اون آدمِ احمقی ـه که با تصورِ "برای خدا" قربانی می کنه.
مگه خدا بی نیاز نیست؟ پس چرا فکر می کنی به قربانی نیازمندـه و تو نیازشُ برآورده می کنی؟
پاسخ:
خدا که براش خودش نمی خواد. برای تو می خواد. نیازمند نیست. ولی فرق داره حس میکنم بهانه هه خود شخص باشه یا خدا
تو برای مامانت میری نون میگیری اگرچه  در نهایت نونو میده خودت بخوری.
۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۲:۰۸ سیّد محمّد جعاوله
احسنت
پاسخ:
ممنونم
ولی
احسنت یعنی چی؟

۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۱ محمدحسین توفیق‌زاده
هیچ وقت هیچ کس هیچ کاری برای دیگری نمی کنه.
اسم ش ـه که برای مامانت نون می گیری؛ در اصل برای خودت ـه. نه این که خودت می خوای بخوری. این که واضح ـه. از منظرِ مفهومی هم، این که کسی می گه من فداکاری کردم برای کشورم یا همین مصداقِ نون خریدن، در اصل یه چیزی درونِ خودش تکون خورده که پاشده رفته کاری کرده. وگرنه دنیا همه پشم و کارِ دنیا همه پشم.
پاسخ:
اره. اون که گفتم " ببین. حس میکنم احتمالا همینی باشه که میگی. واقع بینانه ش همینه." همینو در نظر داشتم.
در نهایت واسه خودمونه.
ولی اینو نمی دونم هنوز
که آیا بهونه هه فرق کنه یا نه.
نمی دونم اینکه مثلا تو یه چیزو بذاری کنار چون خوشت نمیاد ازش فرق داره با اینکه تو یه چیزیو بذاری کنار چون خوب نیست و خیر نیست و به صلاح نیست؟
۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۷ محمدحسین توفیق‌زاده
فرق داره.
حالتِ دوم، یعنی خیر و خوب و بصلاح نبودنِ اون چیز، اگه پایۀ تصمیم باشن، نشونۀ پستی ان؛ ولی اگه توجیهِ خوش نیامدن باشن، خب، اشکالی نداره.
ینی تو وقتی چیزیُ بذاری کنار چون خوشت نمیاد ازش، خیلی اخلاقی ترـه تا این که چیزیُ بذاری کنار چون خیر توش نیس.
این اخلاقی که می گم هم توجه داری که اخلاقِ عادی نیس.
پاسخ:
اون خیری که میگم توجه داشته باش خیر عادی نیست.
اون خوش نیومدنی رو میگم بده که ناشی هوا و هوس باشه (کلمه بدیه هوا و هوس کلمه بهتر ندارم ولی). قبول دارم اینو که مبنایِ کنش به هیچ وجه نباید به چیزی غیر از خود فرد برگرده. یعنی چیزِ بیرونی نباید فردو کنترل کنه. اما خوب. این به معنی روهوا کنش کردن و هوایی بودن نیست. آدمی که افسارو از گردنش برداشته، باید یه وجدان اخلاقی داشته باشه (که البته این اخلاقه هم اون اخلاقه نیست. اون اخلاقه افساره ست). نیکی... حرف سره نیکیه. و این نیکیه هم از یه جور شعور ِفردی (و شایدم تاریخی) میاد.
۰۱ تیر ۹۵ ، ۲۳:۵۲ محمدحسین توفیق‌زاده
نیکی خوب ـه.
هیچ ربطی هم به اخلاقِ کلی نداره.
به قولِ کی یر که گور، فراتر از کلی ـه نه در برابرِ کلی.
پاسخ:
اره. ایده های کلی (مثلِ ایدئولوژی یا مذهب یا...) تکلیفشون مشخصه.
این نیکیه که میگم و اون خیر و صلاحه که گفتم هم کاملا شخصین. وجدانِ شخصی
یه چیزی (یه حس حتی) در درون شخص که جلوی افسارگسیختگیش رو میگیره. شرافت منظورمه.
آدمِ شریف، مبنای کنشش خوش اومدن و بد اومدنش نیست. چیزِ دیگه ای غیر از خودش هم نیست البته
۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۶ محمدحسین توفیق‌زاده
تو مشکل داری.
داری دست و پای الکی می زنی.
دست و پای الکی نزن.
پاسخ:
درست میگی.
اما به هرحال هنوز یکمی امید دارم.
پیشاپیش میدونم البته بادِ هواست.
ولی شاید داشتنش (حداقل به خودم) لازم باشه.
ولی اره...
۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۰ عرفان پاپری دیانت

از آدمِ افسارگسیخته بدم میاد.
۰۲ تیر ۹۵ ، ۰۰:۱۲ محمدحسین توفیق‌زاده
که سوزِ تو کارها بکند.
پاسخ:
اینا همه یه جورایی از نقص بشریته :))
ابراهیم برای کمال قربانی میکنه.
و کمال برای خداست.
شاید در قربانی کردن هم بینهایتی باشه در چارچوبِ ابراهیم.
سختش نکن
بزا باد بیاد و بره
ببینیم چی میمونه .
پاسخ:
هین عیدِ قربانی ست این
۲۱ اسفند ۹۶ ، ۰۵:۰۴ عرفان پاپری دیانت
امروز به محمدحسین فکر می‌کردم.
هیچ‌کس را ندیدم که مثلِ بلد باشد با دنیا حرف بزند.
دقیق می‌داند چه‌ بگوید که چه بشنود.
دلم می‌خواهد بغل‌اش کنم و بگویم تمامِ دنیا مبارک‌ات.
آخرِ هفته ببینم‌اش یحتمل.
عزیز دل هممونه .منم خیلی اوقات خواستم بغلش کنم اما نشد.الان هم ک دیگه کار از کار گذشته.                        
از طرف من هم بغلش کن .واقعا مرد مردیه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی